اواخر سلسله قاجار و به خصوص تحت تاثیر جنبش مشروطه ، هنرهایی  در ایران پدید می آید که به سرعت زبان و آوای مردم رنج کشیده کوچه و بازار میشود.

یکی از مهمترین این هنرها ، هنری است به نام «پیش پرده خوانی » که به دلیل شباهت در نام یا سبک اجرا نباید با هنرهای دیگری مثل «پرده خوانی» ، واقعه خوانی ، نقالی و ... اشتباه گرفته و یکسان فرض شود . .

کشوری خاص را نمیتوان به عنوان خواستگاه پیش‌پرده خوانی ذکر کرد، چراکه هنر نمایش به شکل انفرادی ، عمری به تاریخ عمر بشر دارد اما با کارکردهای مختلف. مثل اینکه پیش‌پرده‌ خوانی یونانی شامل موسیقی و نوشته‌هایی در خدمت تئاتر بود اما در ایران، با شکلی فکاهی ، کارکرد انتقادی و اعتراضی می یابد.ایران تئاتر از جمشید شیبانی٬ عزت الله انتظامی٬ مجید محسنی٬ حمید قنبری٬ نصرت کریمی و پرویز خطیبی به عنوان زبده‌ترین پیش پرده خوانان و پیش پرده نویسان نام میبرد و به گفته مرتضی احمدی، برای اولین بار در بهار سال هزار و سیصد و نوزده، ترانه ای فکاهی به نام «مضرات افیون» در صحنه «سینماتئاتر سپه» واقع در خیابان سپه، بین سردر باغ ملی و میدان حسن آباد (هشت گنبد) با اجرای محمود منزوی همراه با کمانچه و تنبک به نمایش گذاشته میشود.

عباس بهارلو هم با اشاره به حدود همین تاریخ میگوید: راست است که پیش تر هم قصه خوانانی بودند مشهور به «اصحاب الکرسی » که برای جذب به شنیدن حکایت هایشان باید ریش انبوه و صدای رسا و قیافه جذاب می داشتند و به گفته « ابن جوزی » ، روغن به صورت می مالیدند که رنگ صورتشان به زردی بگراید ( برای این کار نوعی حکمت عامیانه را بر پایه امثال و حکایت بیان میکردند ) اما پیش پرده خوانی ، به واقع در همان دهه هزار و سیصد و بیست شکل گرفت که به لحاظ اجرای تک نفره و شکل و مضمون، به اشعار عامیانه و نمایش های دوره سلطنت ناصرالدین شاه شباهت داشت .

ظاهراً تنها بازتاب چنین هنری بر پرده سینما ، دهه ها قبل و‌ با شعری از پرویز خطیبی و اجرای مجید محسنی بوده است .