فیلم شعار زده پلتفرم و دسر هوشمندانه پاناکوتا
فیلم « پلتفرم » را بالاخره دیدم و همانطوری که از قبل حدس میزدم اصلا دوستش نداشتم !
.
از شنیدن خلاصه داستانش فهمیده بودم که به سلیقه ام نزدیک نیست اما چون خیلی ها بهم توصیه کرده بودند که حتما این فیلم را ببین ، دیدمش .
.
اصولا این نوع فیلمها و داستان هایی با پیام های گل درشت و داستانهای نمادین و موعظه گرانه با سلیقه ام جور نیست .
.
فیلم اسپانیایی « پلتفرم » در یک سازه (زندان) عمودی میگذرد که همهٔ سلولها بهصورت طبقاتی روی هم قرار گرفته و هر روز مجموعه ای از بهترین غذاها و نوشیدنی ها که با دقت و ظرافت بسیاری در تهیه و گارنیش برای زندانیان آماده شده بر روی سکویی آسانسوری از طبقه نخست رو به پایین حرکت میکند و در هر طبقه چند دقیقه توقف میکند که دو زندانی آن سلول هرچه میخواهند از آن بخورند و بنوشند ( اما حق ندارند ذخیره کنند) و سپس سکوی غذا به طبقه پایینی برود و به همین ترتیب تا پایین ترین طبقه یعنی ۳۳۳ .
.
اما همیشه طبقات اول بیش از اندازهای که نیاز دارند غذا مصرف و حیف و میل میکنند و سکوی غذا هرچه پایین تر میرود غذای کمتری به دیگران می رسد تا ... بقیه اش رو نمیگم که ناله و نفرین اسپویل کردن پشت سرم نباشه و خب همونطوری که متوجه شدین داستان اشاره مستقیمی به فاصله های طبقاتی در دنیا داره و شعارهایی در اینباره که بالاخره طرفدارهای خودش رو داره که من جزوشون نیستن اما دو تا نکته جالب هم به نظرم توی این فیلم بود .
.
این ایده که شخصیت اصلی فیلم به خاطر ترک سیگار داوطلب شده بود در این زندان محبوس بشه به نظرم بامزه بود .
.
نکته جالب دوم هم انتخاب دسر پاناکوتا بود که در این فیلم قراره از ابتدا تا انتهای مبارزه دست نخورده باقی بمونه تا نشان دهنده پیروزی قهرمانان فیلم در مقابل گردانندگان این زندان باشه .
.
انتخاب پاناکوتا به عنوان نماد اشرافی گری امروز (در این فیلم ) درصورتیکه مبدع اصلی آن ( در واقعیت ) و در گذشته های خیلی دور ، چوپانهای کوهپایههای پیه مونته ایتالیا بودند که خامه سفت شده از دوشیدن شیرِ گاوهایشان میساختند ، به نظرم انتخاب هوشمندانه ای بود.