اولين بار وقتي كه شنيدم " تام فورد" طراح مد مشهور فيلم ساخته ، با يك پوزخند دروني پيش خودم فكر كردم آقا شما يه طراح خيلي مشهور و خيلي پولداري ديگه واسه چي ميخواي توي كاري كه چيزي ازش نميدوني وارد بشي .
.
اما امروز كه با حدود  دو سه سال تاخير فيلم " #فيلم_حيوانات_شب_زي " يا "حيوانات شبگرد"  رو ديدم از هر كسي كه به ايشون دسترسي داره خواهش ميكنم بگه اميد شريف ، خجالت زده و خيلي روسياه سلام رسوند و گفت: حلالم كن !
.
آخه مگه ميشه تو شرايطي كه فقط چند فيلم خوب در سال و به جاش اينهمه فيلم مزخرف از طريق فيلمسازهايي با كلي سابقه توي همون هاليوود داره ساخته ميشه ، تو بياي و همچين فيلمي بسازي . .
حيوانات شب زي ، يك فيلم "نئو نوآور" درست و حسابي و مهيج و معمايي - جنايي و روانشناختي از روي رمان قديمي " توني و سوزان" با اين ريتم و تدوين و اين موسيقي و فيلمبرداري و ... در كل اين كارگرداني و اين انتخاب بازيگرها

انتخاب "ايمي آدامز" كه توي فيلم " ورود" واقعا مجبورم كرده بود چند بار اون فيلم رو ببينم در كنار "جيك جيلنهال" كه شگفت انگيزي بازيش توي هر فيلمش يعني دقيقا تك به تكشون ( مثل فيلمهاي هيو جكمن ) كاري ميكنه كه از فرط خوشي ، بغض بيخ گلوم رو بگيره ، بهترين تركيب براي اين فيلم ميتونست باشه و به اضافه ي همه ي بازيگراي مكمل اين فيلم مثل آرون تیلور جانسون و مایکل شنون كه تماشايي هستند.
.
توي اين فيلم ايمي آدامز در نقش "سوزان " یک گالری‌دار موفق و پولدار و داراي يك زندگي مرفه با دغدغه هاي خاص اين نوع زندگي است ( محيطي كه خود تام فورد كاملا با آن آشناست ) و در ظاهر به طور اتفاقی با رونوشتی از رمان منتشرنشده‌ی همسر سابقش  مواجه می‌شود!
.
اين فيلم شايد در يك جمله به نوعي مقايسه ي عشق و هنر باشه .
جايي از فيلم كسي از سوزان ميپرسه :
- چرا هنر رو ادامه ندادي؟
+ چون منفي باف تر از اين بودم كه بتونم هنرمند باشم!